الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

136

تفسير مجمع البيان (فارسى)

را روى مصلحت تا روز قيامت بتأخير اندازد . « لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ » در ثواب و عقاب هر كس شتاب ميكرد . و برخى گفته‌اند : يعنى كار مؤمنان و كافران را بتمامى يكسره ميكرد و مؤمنان را نجات داده و كافران را هلاك و نابود ميكرد . « وَ إِنَّهُمْ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ مُرِيبٍ » يعنى كافران در وعده و وعيد خدا در شك و ترديد سختى هستند . و برخى گفته‌اند : يعنى قوم موسى در مورد نبوت آن حضرت در شك و ترديد بودند . « وَ إِنَّ كُلًّا » و محققاً همهء منكران و مخالفان ، و برخى گفته‌اند : يعنى تمامى هر دو دسته از تصديق كنندگان و تكذيب كنندگان . . . « لَمَّا لَيُوَفِّيَنَّهُمْ رَبُّكَ أَعْمالَهُمْ » يعنى پروردگار تو جزاى اعمال آنها را بطور كامل ميدهد ، اگر خير است جزاى خير و اگر شرّ است جزاى همان را خواهد داد . « إِنَّهُ بِما يَعْمَلُونَ خَبِيرٌ » كه وى براستى نسبت به اعمال شما و سزاى آنها دانا است و چيزى بر او مخفى و پوشيده نيست . « فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ » اى محمد بر موعظه و بيم دادن و تمسك بطاعت حق و امر و دعوت بدان پايدار باش ، و استقامت : همان اداى مأموريت و رساندن آن و جلوگيرى از منهيات الهى است چنانچه در قرآن مأمور بدان شده بود . « وَ مَنْ تابَ مَعَكَ » ابن عباس گفته : يعنى كسانى هم كه به پيروى از تو از شرك و بت پرستى بازگشته‌اند بايد استقامت ورزند و پايدارى كنند چنانچه مأمور هستند ، و ديگرى گفته : يعنى كسى كه بسوى خدا و پيغمبرش بازگشته و متوجه شده بايد استقامت ورزد ، يعنى مؤمنان نيز بايد پايدارى كنند ، و قول ديگر آن است كه : تو بايد نسبت بأداى رسالت استقامت ورزى و مؤمنان نيز در مورد قبول و پذيرش آن استقامت داشته باشند . « وَ لا تَطْغَوْا » يعنى با كم و زياد كردن آن از امر و فرمان خدا تجاوز نكنيد كه از حد استقامت خارج شويد ، و جبائى گفته : يعنى نعمت و آسايش شما را بطغيان وادار